صفحه ی جاری Skip Navigation Linksخانه > مقالات > مشاهده مطلب
آمار سايت
kf0d

English Pages
kf0d

About PPFI

روش هاي حل مسئله در گروه ها
روش هاي حل مسئله در گروه ها

تعداد بازدید : 4413
روش هاي حل مسئله در گروه ها
kf0d

 

به قلم سعيد نوري نشاط
متني که در زير مي آيد، متن آموزشي يک کارگاه آموزشي است که در خصوص روش هاي حل مسئله در شهر اروميه برگزار شده است. درا ينجا ابتداء جا دارد که از خانم پاکزادمنش براي کمک در تدوين متن تشکر کنم. البته اين صرفا يک متن آموزشي است و ناظر بر فرآيند کارگاه و استفاده از روش هاي خلاقانه براي وارد کردن شرکت کنندگان در يک گفت و گوي سازنده و يادگيرنده نيست. 

kf0d

 

1.       نخستين نکته‌اي که در اينجا اهميت دارد، اين است که نگوييم که حل "مشکل" بلکه بگوييم حل "مسئله". وقتي که به جاي "مسئله" از کلمه "مشکل" استفاده مي‌کنيم، آنگاه اين طور به نظر مي‌آيد که اين "مشکل" کار سخت نموده است، و مانند مانعي در مقابل پيشرفت ما عمل مي‌کند. در حالي که وقتي که کلمه "مسئله" را به کار مي‌بريم، مفهوم آن اين است که اين مسئله حتما راه‌حلي دارد. مسئله مانند پرسشي که بايد پاسخي براي آن يافت. قرار نيست که مسئله به وجود آمده باعث شود که کارهاي ما سخت به پيش رود، بلکه مسئله‌اي به وجود آمده است که يافتن پاسخ براي آن چشممان را نسبت به آينده و زندگي روشن‌تر مي‌کند.

2.       "مسئله" فرصتي براي بهبود است. ريچارد باخ در اين خصوص گفته است: "هر مسئله يا مشکلي، هديه‌اي را براي شما به ارمغان مي‌آورد". در زبان انگليسي کلمه "فرصت" به انگليسي opportunityرا با کلمه مسئله problemدر هم آميخته‌اند و ترکيب probortunityرا به وجود آورده‌اند. در واقع مسئله در اينجا به معني فرصت است. يک فرد مثبت‌انديش به حوادث چالش‌برانگيز يا مسئله‌آميز به عنوان فرصت‌هايي مي‌نگرد که باعث بهبود وضعيت گروه مي‌شود.

3.       در مواجه با يک "مسئله"، با روي خندان و گشاده و با مثبت‌انديشي به پيش مي‌رويم. قرار نيست که عبوس و ناراحت شويم. قرار است که بيانديشيم و بهترين راه‌حل ممکن را براي اين مسئله بيابيم. در اين صورت، اگر قرار است که مسئله ما راه حل داشته باشد، و قرار است که تبديل به يک فرصت شود، در اين صورت جايي براي نگراني نيست، بلکه شايسته است که با روحيه‌اي شاد و پرنشاط به استقبال از مراحل مختلف براي حل اين مسئله برويم.

4.       اگر در مقام مدير يک گروه با يک مسئله مواجه شده ايد، دقت کنيد که سه شيوه برخورد در پيش روي شماست: 1) فرار از مسئله؛ 2) مبارزه تن به تن با مسئله؛ و 3) فراخواندن مشارکت همه براي يافتن بهترين راه حل ممکن. در  شيوه اول، يعني فرار از مسئله، مدير گروه تلاش مي‌کند که مسئله را نبيند، يا آن را به تأخير بياندازد، يا چنان که مصطلح است "صورت مسئله را پاک کند". اين شيوه مناسبي نيست (گاهي ممکن است در مورد مسائل خيلي کوچک و پيش پا افتاده، چنين شيوه‌اي را در پيش گيريم که البته حتي در آن مورد هم کار درستي نيست، زيرا اگر مسائل کوچک هم درست حل نشوند، بعدها دچار مشکل خواهيم شد). در شيوه دوم يعني مبارزه تن به تن با مسئله، لازم است که اين را توضيح دهيم که برخي از مديران چنين توانايي دارند و از تمام انرژي و پول و قدرت تصميم‌گيري و تفکر خود استفاده مي‌کنند تا مسئله را به تنهايي حل کنند، اما همواره اين احتمال وجود دارد که به سبب عدم مشارکت ديگران، در حل نهايي مسئله موفق نشويد، يا جوانبي از مسئله وجود داشته باشد که ديگران بهتر بدانند. براي همين ممکن است اين شيوه هم راه به جايي نبرد. در مورد شيوه سوم، بايد گفت که اين مي‌تواند گزينه بهتري باشد، البته نه در شرايط بحراني که نياز به تصميم‌گيري فوري است. زيرا در چنين شرايطي امکان مشارکت سخت فراهم مي‌آيد. به هر حال در حالتي که وقت به اندازه کافي است شايسته است از مشارکت همه افراد مرتبط به موضوع استقبال کنيم.

5.       گاهي در جريان حل مسئله در يک گروه يا سازمان، روي مدير فشار رواني بيشتري قرار دارد که وي بتواند راه‌حل‌هاي خوبي را پيش رو بگذارد، از او انتظار مي‌رود که چنين کند و استدلالي که وجود دارد اين است که اين فرد در مقام مديريت چنين وظيفه‌اي براي حل مسئله دارد. اما اگر مدير بتواند بهترين راه‌حل ممکن را از طريق گفت و شنود با اعضاي گروه خود (يا هيئت مديره يا آن دسته از کارکنان مرتبط با موضوع) بيابد، آنگاه حمايت گروه بيشتري را براي اجراي يک راه‌حل بي‌نظير که همه دوستش دارند و از درون گفت و گوهاي درون گروهي بيرون آمده است، در اختيار دارد.

6.       در اين وضعيت، مدير نقش تسهيلگري را دارد که از موضوع فرار نمي‌کند و در عين حال تن به تن به جنگ موضوع نمي‌رود، بلکه با تدبير و بزرگ‌منشي، اعضاي گروه خود را به مشارکت فرامي‌خواند. در اين هنگام، مدير بايد از ويژگي‌هاي يک تسهيلگر حرفه‌اي و پويا برخوردار باشد تا بتواند بهترين فرآيند گفت‌و‌گو را طراحي کند. روش‌هايي که در اين متن پيشنهاد شده است، با تکيه بر همين روحيه تسهيلگري و فعاليت در گروه پيشنهاد شده است.

7.       شايسته است که معاني چند واژه را در ابتداي راه روشن کنيم تا بعدها به واسطه تعاريف متفاوت مسئله‌اي پيش نيايد:  در اين بخش، به تعاريف واژه‌هاي زير نياز داريم: 1) مسئله؛ 2) راه حل (چاره، گزينه، پاسخ)؛ 3) نفع (منفعت، منافع)؛ 4) موضع (مواضع)؛ 5) بهترين راه حل ممکن؛ 6) استانداردها.

8.       مسئله: يا همان "صورت مسئله" يعني توصيف مشخصي از يک وضعيت پيش آمده که در آن پرسش‌ها به دقت مطرح شده‌اند. گاهي اوقات مي‌گويند که بايد مسئله را در يک پاراگراف و به صورت روشن نوشت که در آن پرسش‌هاي کليدي مسئله به دقت مطرح شده باشند.

9.       راه حل: همه گروه‌ها، هر روز در زندگي و فعاليت گروهي خود با مسئله‌هاي بسياري روبرو مي‌شوند و لازم است براي آن راه‌حل بيابند. راه‌حل‌ها فقط چاره‌هايي هستند که در پيش روي ما هستند. نسبت به اجراي آنها تعهدي نداريم. تنها وقتي يک راه‌حل تبديل به يک "تصميم" مي‌شود که مورد توافق همه است، تبديل به يک "تعهد" مي‌شوند. راه‌حل‌هايي که هنوز در مورد آنها توافقي نشده است، هنوز يک "احتمال" به شمار مي‌آيند. ضمناً در اينجا بيشتر تأکيد ما روي "توان حل گروهي مسئله" است تا راه‌حل‌هاي بهتري که همه آن را در گروه دوست دارند، حاصل شوند. البته يافتن راه‌حل يا حل مسئله مي‌تواند يک مهارت فردي هم به حساب آيد.

10.    نفع: يعني نيازها، نگراني‌ها، علايق، اميدها و ترس‌ها. نفع ممکن است فردي يا گروهي باشد. در اينجا ما به دنبال نفع گروه هستيم که بالطبع نفع فرد را هم در آن در نظر گرفته‌ايم. گاهي اوقات نفع فرد با نفع گروه در تعارض است، و گاهي هم نفع فرد با نفع گروه در يک راستا است.

گروه نفع مي‌برد

فرد نفع نمي‌برد

گروه نفع مي‌برد

فرد نفع مي‌برد

گروه نفع نمي‌برد

فرد نفع نمي‌برد

گروه نفع نمي‌برد

فرد نفع مي‌برد

 

جدول فوق چهار وضعيت بين نفع يک فرد عضو گروه و نفع گروه را نشان مي‌دهد. بالطبع بهترين حالت اين است که هم گروه نفع ببرد و هم اعضاي گروه. ولي ممکن است اين وضعيت نيز پيش آيد که گروه نفع ببرد ولي فرد نفع نبرد که البته در طولاني مدت و در دورنماي کلي، فرد نفع خود را به واسطه نفع گروه خواهد برد. دو حالت ديگر وضعيتي است که گروه نفع نمي‌برد. به هر حال اين وضعيت‌ها مطلوب نمي‌باشند بويژه زماني که نه گروه نفع مي‌برد و نه فرد.

11.   موضع: يعني خواسته يا به عبارتي اين که يکي بگويد که اين کار مي‌کند يا نمي‌کند. هر فردي از گروه نسبت به يک موضوع ممکن است يک موضع داشته باشد.گروه نيز ممکن است نسبت به يک مسئله يا موضوع، موضعي بگيرد. ممکن است موضع در جهت منافع باشد و ممکن است موضع در جهت منافع نباشد. براي مثال فردي از يک گروه دلش نخواهد که با فرد ديگري در گروه صحبت کند. اين صحبت نکردن موضع آن فرد به حساب مي‌آيد. اين امر، ممکن است در راستاي منافع فرد باشد يا نباشد، يا در راستاي منافع گروه باشد يا نباشد.

12.   بهترين راه حل ممکن: ‌راه‌حلي است که مورد توافق همه است، در اولويت قرار دارد، و مي‌توان تصميم گرفت که آن را اجرايي نمود. اين راه‌حل به نفع همه است. همه اين راه حل را دوست دارند و در شرايط کنوني، و با توجه به امکانات گروه مي‌تواند بهترين تلقي شود.

13.   استانداردها: مجموعه‌اي از معيارها، ارزش‌ها و اصول که مورد پذيرش همه اعضاي گروه است و گروه بايد اين معيارها را براي فعاليت‌هاي خود يا براي بررسي و يافتن راه‌حل‌ها رعايت کند. گروه ممکن است استانداردهايي را براي حل مسئله تعريف کند. نمونه‌اي از اين استانداردها مي‌تواند از جمله موارد زير باشد: "کليه تصميمات گروه بايد کتبي شود" يا "هر جلسه‌اي براي حل مسئله بايد صورت جلسه شود" يا "در هنگام حل مسئله تلاش مي‌شود که همه افراد مرتبط به جلسه دعوت شوند."

14.   از مسئله آغاز مي‌کنيم: پيش از آنکه ادامه دهيم لازم است ذهنمان راجع به چند چيز روشن باشد:

-         آيا اين موضوع فقط يک مسئله است يا بيشتر ؟

-         آيا اين مسئله فردي است يا سازماني ؟

-         آيا اين مسئله واقعاٌ يک مسئله است يا فقط يک اتفاق ساده است که باعث آزار و اذيت شده و خيلي زود از ميان مي‌رود ؟

-         آيا اين يک مسئله واقعي است يا صرفاً نشانه يک مسئله بزرگتر است ؟

-         آيا اين مسئله در اولويت قرار دارد ؟

-         آيا اين مسئله به واسطه پاک کردن يک مسئله قبلي به وجود آمده است يا خير؟

پاسخ به پرسش‌هاي فوق به ما مي‌تواند کمک کند که تعريف روشن‌تري از مسئله داشته باشيم. به هر حال در گروه، به دنبال يک مسئله واحد هستيم که واقعاً مربوط به گروه مي‌شود نه فرد. بالطبع اين مسئله بايد در اولويت باشد و دقيقاً مشخص شده باشد که چه ابعاد دارد و چرا ايجاد شده است.

15.   مسئله ممکن است به واسطه استانداردهاي از قبل تعريف شده به وجود آيند. اين استانداردهاي ممکن است ناظر بر فرآيندها باشد يا ناظر بر نتيجه. به اين سه حالت دقت کنيد: 1) استانداردي تعريف شده است و ما هنوز به آن استاندارد نرسيده‌ايم : مثلا همواره بايد در مهد کودک به ازاي هر شش کودک، حداقل يک مربي وجود داشته باشد ولي الان سه ماه است که براي هر پانزده کودک، يک مربي در مهد کودک کار مي‌کند. 2) استانداردي تعريف شده است ولي بايد بهبود يابد : مثلا همواره بايد در مهد کودک به ازاي هر شش کودک يک مربي وجود داشته باشد ولي اين استاندارد مي‌تواند بهبود يابد و به ازاي هر پنج کودک يک مربي تقليل يابد. 3) استانداردي تعريف شده است ولي گاهي به آن نزديک و گاهي از آن دور مي‌شويم و به طور منظم مطابق با استاندارد عمل نمي‌کنيم. مثلا همواره بايد در مهد کودک به ازاي هر شش کودک يک مربي وجود داشته باشد، ولي در حال حاضر، براي هر يازده کودک يک مربي کار مي‌کند و يک ماه پيش براي هر هشت کودک يک مربي در مهد کودک حاضر بود.

16.   مسئله ممکن است به واسطه شاخص هاي از پيش تعريف شده در برنامه ها حاصل شده باشد. به اين سه مدل مسئله دقت کنيد:  1) شاخصي تعريف شده است و ما هنوز به آن شاخص نرسيده‌ايم : مثلا تعداد کودکان موجود در مهد کودک بايد به سي نفر برسد در حالي که در حال حاضر فقط هيجده کودک در مهد کودک ثبت نام کرده‌اند؛ 2) شاخصي تعريف شده است ولي بايد بهبود يابد : مثلا تعداد کودکان موجود در مهد کودک بايد سي کودک باشد ولي اين شاخص براي سودآوري مهد کودک کافي نمي‌‌باشد و بايد افزايش يابد؛ 3) شاخصي تعريف شده است ولي گاهي به آن نزديک و گاهي از آن دور مي‌شويم و به طور منظم مطابق با شاخص عمل نمي‌کنيم. براي مثال، اگر شاخص مهد کودک، براي حداقل خدمات به سي کودک تنظيم شده است، گاهي به اين رقم نزديک و گاهي دور مي‌شويم.

17.   مسئله ممکن است به واسطه عدم رعايت ارزش ها يا در ارتباط با ارزش ها به وجود آيد. به اين سه حالت دقت کنيد:  1) ارزشي تعريف شده است و هنوز در گروه رعايت نمي‌شود. مثلا اينکه "زبان گروه کتبي است" ولي هنوز خيلي از تصميمات گروه در جلسات مکتوب نمي‌شود؛ 2) ارزشي تعريف شده است ولي بايد بهبود يابد. مثلا تعريف شده است که زبان گروه بايد کتبي باشد ولي مشخص نيست که کجا بايد رعايت شود. لازم است که دقيقاً اشاره شود که چه مواردي بايد کتبي شود؛ و 3) ارزشي تعريف شده است ولي گاهي به آن نزديک و گاهي از آن دور مي‌شويم و به طور منظم مطابق با آن ارزش عمل نمي‌کنيم. براي مثال، تصميم‌گيري مشارکتي يکي از ارزش‌هاي گروه است ولي گاهي رعايت مي‌شود و گاهي رعايت نمي‌شود.

18.   مسئله ممکن است به واسطه عدم تأمين منابع (در شکل‌هاي مختلف آن)، اختلال در اجراي کار، يا بازاريابي يا فروش محصول، يا تغيير شرايط محيطي به گونه‌اي که روي فرآيند توليد يا توزيع اثرگذار باشد، به وجود آيد.

19.   همواره در مواجه با يک مسئله دو شيوه تفکري براي يافتن بهترين راه حل ممکن وجود دارد. يکي شيوه تفکر خلاقانه، و ديگري شيوه تفکر عقلاني. در شيوه تفکر خلاقانه، يافتن راه حل و رسيدن به تصميم نهايي براي حل مسئله، از يک روش کاملا ابتکاري و خلاقانه پيروي مي‌کند. اما در شيوه تفکر عقلاني از همان روش‌هايي پيروي مي‌کنيم که در اختيار داريم و قبلاً آنها را آزموده‌ايم.

20.   تکنيک هاي مختلفي براي حل مسئله در اختيار است. اساساً از آنجا که اين کارگاه با رويکرد کار گروهي و فعاليت مشارکتي تهيه شده است، در اين صورت مهمترين تکنيکي که بايد مدير گروه يا اعضاي يک گروه به آن مسلط باشند، بارش افکار است.

21.   بارش افکار  روشي براي برانگيختن خلاقيت در يک گروه است که براي توليد تعداد زيادي ايده در مورد يک مسئله پيش آمده به کار مي‌رود.  اين روش در سال 1953 توسط الکس اف اسبورن در کتابي به نام “Applied Imagination”مطرح شد. اسبورن معتقد بود که خلاقيت گروهي در گروه از طريق بارش افکار دو برابر مي‌شود. بعد ها پروفسور Olivier Toubia  استاد دانشگاه کلمبيا تحقيقات زيادي را در زمينه توليد ايده‌ها انجام  داد و مشوق‌ها نقشي بسيار اساسي در توليد ايده‌ها دارند. بر اين اساس مي‌توان گفت که نقش  تسهيلگر در جلسه بارش افکار تشويق افراد به توليد ايده‌ها و ايجاد انرژي مثبت در گروه است. اين بارش افکار مي‌تواند کمک کند که ايده‌هاي بسياري براي حل مسئله پيشنهاد شود.

22.   در بارش افکار به تک تک افرادي که در گروه يا در کارگاه هستند، احترام مي‌گذاريم. اين بارش افکار مي‌تواند کتبي يا شفاهي، و يا فردي يا گروهي باشد. بنابراين با ترکيب اين دو حالت ما چهار نوع بارش افکار داريم:

1.       بارش افکار فردي و کتبي

2.       بارش افکار فردي و شفاهي

3.       بارش افکار گروهي و کتبي

4.       بارش افکار گروهي و شفاهي

 

23.   هر بار بارش افکار ممکن است ده تا بيست دقيقه طول بکشد. با توجه به ضرورت، ممکن است چند دور صورت گيرد. بنا به اهميت موضوع، ممکن است اين بارش افکار در گروه هاي مختلف و به صورت هاي گوناگون انجام شود. بارش افکار بايد تابع قوانيني باشد که در واقع قوانين طلايي بارش افکار هستند:

يک-     بر کميت ايده‌ها تمرکز کنيد - هدف از اين قانون طلايي  اين است تنوع توليدات فکري را افزايش دهد. اين تنوع افکار حل مسئله را تسهيل مي‌کند. فرض بر اين است که هر چه  تعداد ايده‌هاي توليد شده بيشتر باشد، شانس ايجاد راه حل ريشه‌اي و اثربخش براي مسئله نيز بيشتر است.

دو-     انتقاد ممنوع - در بارش افکار، نقد ايده‌ها و قضاوت در مورد آنها ممنوع است. اين به اين دليل است که اگر شخصي در همان مراحل اوليه بارش افکار مورد انتقاد قرار گيرد، ذهن او ديگر توان توليد ايده‌هاي جديد را ندارد.

سه-     از ايده‌هاي غيرمعمول استقبال کنيد –اعضاي گروه را تشويق کنيد که ايده‌هاي نو و جديد را مطرح سازند.

چهار-     ايده‌ها را ترکيب کنيد و بهبود ببخشيد - گاهي از ترکيب دو يا چند ايده، ايده بهتري توليد مي‌شود. البته اين کار بهتر است که بعد از جلسه بارش افکار و بلافاصله بعد از آن انجام شود.

پنج-     ايده‌ها را کتبي کنيد –البته اگر بارش افکار به صورت کتبي انجام شود، ايده‌ها کتبي مي‌شوند؛ ولي اگر آن را شفاهي انجام مي‌دهيد، لازم است که حتما کتبي شوند. اگر ايده‌هايي که اشخاص هنگام بارش افکار ارائه مي‌دهند، کتبي نشود، چند اتفاق بد مي‌افتد: 1) ممکن است ايده ها فراموش شوند؛ 2) تا زماني که يک ايده نوشته نشده، ذهن نمي‌تواند به دنبال ايده بعدي باشد. نوشتن ايده‌ها کمک مي‌کند که ذهن تخليه شده و براي ايده‌هاي بعدي آماده باشد.

شش-      اصل ساده‌نويسي يا ساده‌گويي را رعايت کنيد - به اعضاي گروه بگوييد که نيازي نيست عبارات پيچيده و سخت به کار ببرند. هر چه به ذهنشان مي‌رسد بگويند حتي اگر به نظرشان ساده باشد. شما نيز به عنوان تسهيلگر يا کمک تسهيلگر در خلاصه‌نويسي ايده‌ها (پارافريز کردن) که در اسلايدهاي بعدي توضيح داده مي‌شود، رعايت اصل ساده نويسي را بکنيد.

24.   موضوع بندي يا دسته بندي يا گروه بندي زماني استفاده مي‌شود که تعداد پيشنهادات داده شده زياد است. اين روش قبل از اولويت بندي و بعد از بارش افکار انجام خواهد شد. تلاش کنيد در جريان موضوع بندي، از توان حاضران در جلسه استفاده کنيد تا آنان کمک کنند که راه حل هاي پيشنهادي به چند گروه تقسيم شوند.

25.   نقشه فکر گروه –نقشه فکر گروه همان بارش افکار است ولي براي نمايش ايده‌هاي پيشنهاد شده، با استفاده از کارت نويسي، کلمات، تصاوير رنگي و فلش‌ها نمايش داده مي‌شوند. اين کار به وسيله تسهيلگر و يا خود اعضا صورت مي‌گيرد. براي مثال، روي يک کاغذ بزرگ، موضوع يا مسئله را در وسط اين کاغذ و داخل يک دايره مي‌نويسيد. سپس بتدريج، راه حل‌ها را در پيرامون همين دايره يادداشت مي‌کنيد. به اين ترتيب حاضران در جلسه تصويري از راه‌حل‌هاي پيشنهاد شده دارند. نقشه فکر گروه مي‌تواند يک ابزار قدرتمند براي درک راه حل‌هاي متفاوت پيشنهاد شده است چون با يک نگاه مي‌توان به سرعت متوجه شد که چه راه‌کارهايي پيشنهاد شده است.

26.   اجراي درخت مشکل و درخت هدف روش ساده ديگري است که در حل مسئله مي‌توان از آن استفاده نمود. در اين تکنيک، مسئله در تنه درخت نوشته مي‌شود. ريشه‌ها بايد علت موضوع را نشان دهند و شاخه ها بايد پيامدها (outcomes)آن مشکل را نشان دهند. اين درخت مي‌تواند براحتي تبديل به درخت اهداف شود به اين صورت كه علت‌هاي ريشه‌اي تبديل به فعاليت مي‌شوند، مسئله‌اي كه روي تنه نوشته شده تبديل به هدف معين و پيآمدهاي روي شاخه‌ها تبديل به دستآورد مي‌شوند.

27.   نمودار استخوان ماهي- در اين روش علل ريشه‌اي مسايل را استخراج مي‌کنيم و مانند تيغ استخواني ماهي به جلو مي‌رويم.ابتدا يک ماهي مي‌کشيم و در سر يا دل آن موضوع يا اصل مسئله را مي‌نويسيم.  در جاي 4 باله يا 4 استخوان اصلي ماهي 4 علت (اقتصادي، اجتماعي، فني و فرهنگي) موضوع را مي‌نويسيم.در هر تيغه علت يا ريشه را به صورت استخوان ماهي ترسيم مي‌کنيم.با اجراي اين تكنيك، شركت‌كنندگان با ابعاد چهارگانه موضوع به خوبي آشنا مي‌شوند.

28.    پنج بار چرا و پنج بار چگونه -  براي پيدا کردن علت و ريشه مسايل از روش "پنج بار چرا" استفاده مي‌شود. راي اين کار بايد در پنج نوبت پرسيد که چرا؟ پاسخ هاي نوبت اول، در نوبت دوم سئوال مي‌گردد و به همين ترتيب پاسخ‌هاي نوبت دوم تبديل به پرسش‌هاي نوبت سوم. اين کار تا پنج بار ادامه مي‌يابد. براي پنج بار چگونه نيز، همين پرسش‌ها با پرسش اوليه اينکه چگونه بايد اين کار انجام شود، آغاز مي‌شود. پاسخ هاي نوبت اول، تبديل به پرسش‌هاي رديف دوم مي‌شود. پاسخ‌ها به پرسش‌هاي رديف دوم، پرسش‌هاي رديف سوم را مي‌سازد و به همين ترتيب تا تکرارها به ما نشان دهد که ديگر پرسشي نياز نداريم. 

29.   ارزيابي مزايا و معايب يا ارزيابي تي - روش ارزيابي Tدر برخورد با پديده‌هاي مختلف و به منظور به دست آوردن مزايا و معايب اين پديده به کار مي‌رود. در اين روش گروه‌هاي کوچک مسايل را بررسي مي‌کنند و روي کاغذ فليپ چارت يک Tبزرگ رسم کرده و مزايا و معايب را جداگانه ليست مي‌کنند. اين روش براي درک بهتر تفاوت چند راه حل پيشنهاد شده استفاده مي‌شود.

30.   اولويت بندي - اولويت بندي يا اولويت دهي در مواقعي به كار مي رود كه تعداد زيادي راه حل يا گزينه وجود دارد و گروه مجبور است با توجه به وقت، انرژي يا منابع خود از بين گزينه ها چند مورد را انتخاب كند. روش‌هاي مختلفي براي اولويت بندي وجود دارد كه معمولا دو روش قابل انجام و مؤثرتر است.

اولويت بندي با روش مقايسه زوجي - در اين روش ابتدا يك ماتريس رسم مي كنيم و گزينه‌هاي را به ترتيب هم در رديف ها و هم در ستون ها يادداشت مي كنيم. سپس شروع به مقايسه دو تايي مي كنيم. زيرا هميشه افراد دو گزينه را راحت تر با هم مقايسه مي كنند. به گزينه اي كه مهتر است عدد 2 و به گزينه اي كه در مقايسه با ديگري كمتر مهم است، عدد يك مي دهيم. سپس جمع امتيازات را به صورت رديفي و ستوني حساب كرده و در خانه‌هاي مقابل هر گزينه يادداشت مي كنيم. با مقايسه حاصل جمع‌ها مي‌توانيم گزينه‌هاي اولويت دار را مشاهده كنيم. 

اولويت بندي با روش شاخص گذاري و وزن دهي- اين روش با اين مبناي تفكري ابداع شده است كه افراد در اولويت دادن به گزينه ها معمولاً معيارهايي را براي انتخاب در ذهن خود دارند و لازم است كه در اولويت بندي، اين معيارها يا شاخص ها در نظر گرفته شوند. به اين ترتيب، پس از اينكه گروه، در خصوص گزينه‌هاي مورد بحث به توافق رسيد، شاخص هايي را در نظر مي گيرد. به عنوان مثال اگر گزينه ها، اقدامات قابل انجام براي توسعه محله باشد، ممكن است هزينه اقدامات، مدت زمان اجرا و ميزان موفقيت آن در كسب رضايت مردم، شاخص‌هاي مرتبطي باشد. پس از مشخص شدن شاخص ها، اعضاي گروه با توافق همديگر، وزن هر شاخص را مشخص مي كنند. سپس هر گزينه، نسبت به تك تك شاخص ها سنجيده مي شود و امتيازي از 1 تا 5 مي گيرد. 1 به معناي كمترين امتياز و 5 به معناي بيشترين امتياز است. سپس امتيازات هر خانه در وزن شاخص ضرب و حاصل‌جمع رديف ها محاسبه مي شود. در انتها با مقايسه حاصل‌جمع‌ها، موارد اولويت دار مشخص مي‌گردند. 

تاریخ انتشار : kf0d
چهارشنبه 10/8/1391 22:46:59
نظرات کاربران : 0 نظر
منو
  • صفحه اصلي
  • اخبار
  • مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کارگاه های آموزشی
  • کتاب های منتشره
  • نقشه سايت
طراحی و پیاده سازی : پدیده نگاران یاس