صفحه ی جاری Skip Navigation Linksخانه > مقالات > مشاهده مطلب
آمار سايت
kf0d

English Pages
kf0d

About PPFI

مدير - رهبر : الگويي مناسب براي مديريت گروه هاي هميار
مدير - رهبر : الگويي مناسب براي مديريت گروه هاي هميار

تعداد بازدید : 4229
مدير - رهبر : الگويي مناسب براي مديريت گروه هاي هميار
kf0d

به قلم سعيد نوري نشاط و پروين پاکزادمنش

مقدمه

گروه هاي هميار يا خوديار (Self Help Groups) گروه هايي هستند که از تعدادي از زنان (معمولا بين 10 تا 20 نفر، گاهي بيشتر و گاهي کمتر) هم طبقه و همگن با هدف کاهش فقر و توانمندي اقتصادي تشکيل مي شوند. گرد هم آمدن اين زنان داوطلبانه بوده و اصل اساسي کار آنها بر مبناي پس انداز سرمايه هاي کوچک و راه اندازي بنگاه هاي اقتصادي خرد است که خودشان اداره آن را بر عهده دارند. اين سرمايه هاي اندوخته شده مي تواند بعدها به سرمايه اي خوب براي سرمايه گذاري در يک بانک و گرفتن وام براي توسعه کارها باشد. يادمان باشد که هدف نهايي تشکيل گروه هاي هميار استقلال مالي و جدا شدن از چرخه فرسايشي بهزيستي است که آنها را به افراد قانع و هميشه منتظر براي يک ”آب باريکه“ تبديل مي کند.

kf0d

يک گروه هميار مانند هر گروه ديگري نيازمند مديريت است. از آنجاييکه که يکي از نقش هاي لازم براي گروه هاي موفق نقش مديريت امور است، گروه هميار هم براي موفقيت خود نيازمند آن است که اين نقش را به رسميت بشناسد و مهارتهاي لازم براي مديريت تيم را کسب نمايد. از اين رو مطلب حاضر به رويکردهاي جديد در مديريت گروه هاي هميار مي پردازد. در عين حال اين مطلب براي ساير گروه ها يا تيم هاي کاري نيز قابل استفاده بوده و مي تواند مفيد واقع شود.

مديريت يک گروه هميار            

مدير يک گروه هميار، معمولا دبير اجرايي يا مدير عامل يا القابي از اين دست دارد. وظيفه اين فرد با مدير يک سازمان تفاوت دارد. مدير يک سازمان ممکن است اقتدار و اختيار زيادي داشته باشد، تصميم گيري کند، سياست ها و خط مشي ها را تعيين کند، بخشنامه ها را صادر کند، گزارش بخواهد و اگر کارمند زيردستي کارش را درست انجام نداد او را توبيخ کند.

کار مدير يک گروه هميار، اجرايي کردن تصميماتي است که توسط تيم گرفته شده است. معمولا سه نوع نقش را مي توان براي مدير يک گروه هميار متصور شد:

نقش هاي بين فردي: اين دسته از نقش ها شامل نقش‌هايي مي‌شود که روابط افقي بين اعضاي يک تيم را شکل مي‌دهد و شامل نقش هاي زير است:

نقش رئيس بودن اما رياست نکردن (رئيس پوشالي بودن): در واقع مدير، يک رئيس پوشالي است. شايد به کار بردن اين عبارت به مذاق برخي از افراد خوش نيايد اما واقعيت اين است که مديريت يک گروه هميار با رياست کردن متفاوت است و اگر کسي فکر مي‌کند که رئيس است و بايد رئيس بازي !! دربياورد، يا بايد مديريت گروه را ترک کند يا بايد در اين باور خود تجديد نظر کند.

رهبري: نقش اصلي مدير گروه هميار رهبري است که در بخش بعدي به آن مفصلاً خواهيم پرداخت.

رابط بودن: مدير رابط بين اعضا با همديگر و رابط بين گروه و محيط بيروني  است. در داخل گروه مدير تقويت کننده ارتباطات بين فردي ميان اعضاي گروه است و تلاش مي کند که همه از ارتباط متقابل با ساير اعضاي گروه برخوردار باشند و از کار کردن با هم لذت ببرند. در خارج از گروه نيز مدير گروه را با منابع و مشتريان پيوند مي زند و گروه را به جامعه مي شناساند. گروه نبايد مانند  جزيره اي دورافتاده در محله فعاليت کنند.

نقش هاي اطلاعاتي: اين نقش ها بر به اشتراک گذاري اطلاعات در داخل گروه و شناساندن گروه به محيط بيروني تأکيد مي کنند و شامل هاي زير مي شوند:

- نظارت کننده: گروه مانند يک ناظر به کار تيمي نظارت مي کند. فراموش نکنيد به کار تيمي نظارت مي کند نه به اعضاي گروه. تفاوت اين دو نوع نگاه در اين است که وقتي به کار تيمي نظارت مي کند، چشم انداز و اهداف مشترک تيم را در نظر مي گيرد و مي تواند موانع يا تقويت کننده هايي که در اين مسير وجود دارد را به خوبي ببيند و وقتي ديد، مي تواند ساير اعضا را هم فرابخواند که آنها هم ببينند. در واقع مدير بايد مهندس فرايندها در کار تيمي باشد. هر جا که فرايند دچار حرکت تند يا کند شده بود، بايد آگاه شود و آنها را تقويت کند يا اگر مانع بودند، با کمک ساير اعضا آنها را رفع کند.

-انتشار دهنده: مدير انتشار دهنده اطلاعات درون گروه و منعکس کننده عملکرد و قابليت هاي گروه در محيط بيروني است. بايد مدام به دنبال فرصت هايي باشد که دانش و مهارت هاي گروه را بالا مي برد و همينطور هميشه به دنبال شکار فرصت هايي باشد که مي تواند اتفاقات درون گروه و نتايج مثبت کارهاي گروهي را در محيط بيروني منتشر کند. از سوي ديگر مدير انتشار دهنده فعاليت ها و عملکرد گروه به زبان کتبي نيز بايد باشد. همه اينها به اين مفهوم نيست که مدير بايد تمام اين کارها را خودش انجام دهد. بلکه به عنوان مدير يک مجموعه بايد حواسش به انجام شدن تمام اين کارها باشد.

- سخنگو:مدير بايد صداي گروه باشد. اين صدا، صدايي رسا، قاطع، علمي و عملي است. مدير بايد گروه را در محله و در سازمان هايي که مي توانند گروه را در تأمين منابع ياري کنند و گروه مي تواند پروژه هايي را براي آنها انجام دهد بشناساند. مدير بايد بتواند سخنگوي گروه در هر مراسمي باشد که به نوعي حضور در آن به نفع گروه خواهد بود.

- نقش هاي تصميم گيري:اين نقش ها بر تصميم گيري مشارکتي و نقش مدير در اخذ تصميمات گروهي ناشي مي شود. شايد بتوانيم بگوييم که در اين مقوله نقش يک تسهيلگر را براي اخذ تصميم هاي مشارکتي و کمک به رفع اختلافات گروهي بازي مي کند. اين نقش شامل نقش هاي زير است:

- کارآفرين: مدير مانند يک فرد کارآفرين است. ممکن است خودش ايده اي نداشته باشد، اما بايد توانايي اجرايي کردن ايده هاي ساير اعضاي گروه را داشته باشد. مدير بايد مانند يک فرد کارآفرين فرايند تصميم گيري مشارکتي و بارش افکار را تشويق کند و همواره از آن سود ببرد. مدير بايد توانايي آن را داشته باشد که همه اعضا را در تصميمات مشارکت دهد چرا که تنها در اين صورت است که افراد در اجراي تصميمات همکاري خواهند کرد.

-رفع کننده اختلافات:يکي از نقش هاي مهم مدير، رفع اختلافاتي است که مطمئناً در کار تيمي بين اعضا پيش خواهد آمد. تنوع افراد در گروه به معناي تنوع آراء و عقايد، تنوع سليقه ها و تنوع شيوه هاي کاري است و واضح است که اين تنوع ها و تفاوت ها ممکن است به اختلاف بينجامد. قبل از هر کاري مدير بايد روحيه تحمل نظرات ديگران ولو نظرات مخالف را در گروه تقويت کرده باشد و بعد اگر اختلافي بين اعضا پيش آمد از روش هاي برنده –  برنده در حل اختلافات استفاده کند. به اين صورت در مراحل تصميم گيري که نياز به بارش نظرات متفاوت و متنوع است، مي توان انتظار داشت که ايده هاي بديع و بي نظيري در گروه مطرح شود.

مذاکره کننده: يکي ديگر از نقش هاي مدير چانه زني است. اين چانه زني ممکن است با اهداف گوناگون انجام شود. گاهي براي تأمين منابع مالي لازم براي انجام فعاليت ها، گاهي براي گرفتن مجوز انجام کاري از يک نهاد دولتي، گاهي براي انتشار فعاليت هاي گروه در يک رسانه جمعي، گاهي براي گرفتن امتياز خاص از شهرداري براي تبليغ محصول توليدي گروه و گاهي براي راضي کردن مشتريان در خصوص کيفيت محصول. ماحصل اين مذاکرات هميشه اخذ تصميماتي است که به نفع گروه تمام خواهد شد.

مديران گروه هاي هميار به مهارت ها و دانشي نياز دارند که بتوانند به توانمندي اعضاي گروه کمک کنند و بر سياست ها و برنامه هاي کاري ملي به صورت مستقيم يا غير مستقيم تأثير بگذارند. تداوم طرح هاي توانمندسازي در ساير قسمت هاي کشور بستگي به عملکرد مثبت مديران و گروه هاي هميار موجود دارد که چقدر بتوانند به خودکفايي رسيده و خود را از چرخه پول هاي سرد بهزيستي (وام هاي بلاعوض) رها کنند و به آن وابسته نباشند. اگر تکيه گروه به پول هاي سرد بهزيستي باشد، کم کم اين سردي به انجماد گروه خواهد انجاميد.

مدير گروه هميار به مهارت هايي نياز دارد که بتواند سرمايه هاي انساني، مالي و غير مالي مورد نياز گروه را افزايش داده و ارتباطات جمعي خوب با اجتماع محلي را تقويت کند. مدير بايد از توانايي آموزش دادن اعضاي گروه يا فراهم کردن فرصت آموزش براي اعضا برخوردار باشد. امور مربوط به بودجه بندي، حسابداري، پس انداز مستمر و منظم و در کل مديريت امور مالي يکي از مهمترين کارهاي مدير يک گروه هميار است. مديران گروه هاي هميار در خط مقدم هستند. خط مقدم يعني جايي که شکست ها و موفقيت ها به وضوح ديده مي شود بنابراين بايد مهارت هاي لازم براي عملکرد شايسته در اين جايگاه را داشته باشند.

 

رهبري يک گروه هميار

رهبر گروه هميار کسي است که قادر است دورنما يا چشم انداز مشترک گروه را توسعه دهد، دورنمايي که به کار اعضاي گروه معنا مي بخشد، به آنها انگيزه انجام مسئوليت ها و ايفاي نقش ها را مي دهد و دستيابي به  اهداف تيم را ممکن مي سازد. بنابراين شخصي که مدير گروه هميار است، بايد مهارت هاي رهبري را خوب بداند. برخي از نقش هاي رهبري که مديران گروه هاي هميار بايد بتوانند به خوبي آنها را ايفا کنند به قرار زير هستند:

توانايي ترسيم چشم انداز مشارکتي: يکي از توانايي هاي رهبر گروه اين است که گروه را تشويق کند تا دورنما يا چشم انداز مشارکتي خود را ترسيم کنند. اين دورنماي مشارکتي، مقصد مشترک همه اعضا خواهد بود و انرژي بسيار بالايي براي حرکت و تلاش گروه ايجاد خواهد کرد.

حکومت بر قلب افراد:رهبر دوست داشتني ترين فرد گروه است. همه او را دوست دارند، به او احترام مي گذارند و تلاش مي کنند مثل او باشند. چرا که رهبر کسي است که به تک تک افراد در گروه احترام مي گذارد، احوالات تک تک افراد براي او مهم است و همه را به يک چشم مي بيند. بيش از ديگران انرژي مي گذارد و کمتر از ديگران سهم مي خواهد. اهداف گروه براي او بسيار مهم است و تمام تلاش خود را انجام مي دهد که اعضا از کاري که انجام مي دهند راضي باشند. بيش از همه افراد، حواسش به همه امور هست، وقتي کسي مشکلي دارد هميشه حاضر است که به  او در حل مشکلش کمک کند. چنين فردي شايستگي آن را دارد که همه او را ستايش کنند!

اعتماد سازي:رهبر بايد  اعتماد را در گروه از طريق انسجام و يکپارچگي برقرار سازد. براي اين کار نياز است که رهبر خود را خوب بشناسند يعني نقاط قوت و ضعف خود را بداند و با تکيه بر نقاط قوت خود تيم را بسازد و ضعف هايش را جبران کند. وي آگاهانه به دنبال آن است که بين آنچه که او هست و آنچه که تيم نياز دارد، تناسب برقرار کند. اعتماد را از طريق ايجاد ارتباطات افقي و بسط صميميت در گروه در عين احترام گذاشتن به حريم هاي خصوصي افراد افزايش دهد و پايه هاي تيم را با بذر اعتماد محکم سازد.

دانستن ارزش هاي تيم:رهبر بايد ارزش هايي را که براي گروه هميار بسيار مهم است، خوب بداند و آنها را پاس بدارد و همواره در جهت رعايت آنها پيشقدم باشد. براي داشتن يک تيم مستقل و اثربخش، مهارت هاي کار تيمي را ارتقاء بخشد، براي بالا بردن جايگاه زنان را در محله و اجتماع تلاش کند و مهارت هاي ارتباطي خود را براي بهبود وضعيت اعضاي گروه بکار گيرد.

توجه به توانمندي اعضا: ظرفيت سازي و توانمندي اعضا بايد سرلوحه کار رهبر تيم باشد. مدام بايد به اين امر توجه کند که چه کارها و فعاليت هايي اعضاي تيم را توانمندتر خواهد کرد. توانمندي تک تک اعضا براي او مهم باشد و ايجاد روابط و انجام کارهايي که منجر به ضعيف شدن اعضا مي گردد، جلوگيري کند.

آموزش دادن: رهبر بايد هميشه يادگيري را تشويق کند و توجه اعضاي گروه را به محيط در حال تغيير بيروني جلب کند و اعضا را به اين درک برساند که آنچه آنها را در مقابله با دنياي بيروني تجهيز خواهد کرد و قادر خواهد ساخت تا از اين تغييرات به نفع خود استفاده کنند، يادگرفتن دانش جديد است. تکيه بر روش هاي سنتي در توليد و فروش محصولات ديگر پاسخگوي نيازهاي امروزي بشر نيست. حتي اگر اعضاي گروه نان سنتي توليد مي کنند، بايد روش هاي جديد بسته بندي و فروش محصول را خوب بدانند!

تشويق افراد به ارزشيابي فعاليت ها:يکي از نقش هاي مهم رهبر اين است که به افراد ارزشيابي کارهاي انجام شده در يک بازه زماني را يادآوري کند. کارهايي که براي دستيابي به چشم انداز مشترک انجام شده است. اين ارزشيابي که رهبر براي انجام آن تلاش مي کند، به صورتي است که همه اعضا بتوانند در آن مشارکت کنند و نظرات همه در آن دخيل باشد.

انگيزه و انرژي دهنده: رهبر قلب گروه هميار است. وظيفه خون رساني، ايجاد هيجان و شادي به عهده اوست. رهبر گروه بايد بتواند با ايجاد صميميت، اوقات خوش و تجربه هاي مثبت کار سخت توليد محصول و افزايش پول گرم (پول ناشي از تلاش هاي اعضاي گروه) را به يک فعاليت دوست داشتني تبديل کند تا همه اعضا با جان و دل در امر توليد، بازاريابي و فروش محصولات مشارکت کنند.

تشويق به پس انداز کردن: يکي از کارهايي که اعضاي گروه بايد به طور مستمر و منظم انجام دهند، پس انداز کردن است. پس انداز کردن از همان آغاز جمع شدن افراد براي تشکيل يک تيم بايد آغاز شود و تا هميشه ادامه يابد. پس انداز کردن سرمايه اوليه براي انجام فعاليت توليدي را ممکن مي سازد و پس از آن اگر گروه بتواند با مديريت پول در درون خود سابقه خوبي براي خود ايجاد کند و سيستم هاي قرض دهي داخلي و استفاده از پس اندازها براي توسعه فعاليت ها را به درستي انجام دهد و تمام مراحل را کتبي کند، مي تواند در اخذ وام از بانک ها يا ساير ارگان ها بسيار موفق باشد. بانک ها ترجيح مي دهند منابع خود را در اختيار گروهي قرار دهند که تجربه فعاليت هاي مالي را داشته و توانسته اند با بهره گيري از اعتماد، وام هاي داخلي خود را به موقع بازپرداخت کنند بدون اينکه ضمانت ديگري لازم باشد. تجربه فعاليت هاي اعتبارات مالي خرد در برخي از کشورها و همچنين در کشور خودمان حاکي از آن است که فرهنگ پس انداز و مديريت مالي بين اعضاي گروه هاي هميار نتايج بسيار مثبتي در توانمندي اعضا و خارج شدن آنها از چرخه فقر داشته است.

 

مدير رهبر

با تمام اين تفاسير حال مي توانيم به خوبي تصور کنيم که آنچه يک گروه هميار نياز دارد يک مدير–رهبر است. اصطلاح مدير- رهبر يک اصطلاح رايج در مديريت گروه هاي خوديار يا گروه هاي هميار است که در اکثر مناطق دنيا در حال انجام فعاليت هاي تيمي هستند. اين فرد کسي است که ارزش هاي کار تيمي را به خوبي مي داند و آنها را باور دارد، اصول مديريت را بلد است و آنها را براي پيشبرد امور و فعاليت ها به کار مي بندد و مهارت هاي رهبري را مي شناسند و از آنها براي نگهداشتن اعضاي گروه حول يک محور مشخص يعني دستيابي به چشم انداز مشترک و رسيدن به توانمندي و استقلال بهره مي برد.

توانايي مدير- رهبر بودن توانايي بکارگيري  اصول کار مشارکتي در مديريت و هدايت کردن يک تيم در جهت اهداف مشترک آن است. اين نوع مديريت، مديريت بر اساس يک مجموعه از ارزش هاست که رعايت آنها بسيار مهم است. در اين شيوه مدير اختيارات خود را به ساير اعضا واگذار مي کند و مسئوليت پذيري را در اعضا ايجاد مي کند. اين اختيار و مسئوليت، انگيزه، حس مالکيت و تعلق نسبت به گروه را در اعضاي گروه به وجود خواهد آورد تا در مراحل طراحي، برنامه ريزي، اجرا و پايش و ارزشيابي مشارکت فعال داشته باشند. نقش مدير-رهبر در يک گروه هميار ترويج فرهنگ پرسشگري و به دنبال راه حل هاي بديع گشتن، ايجاد يک چشم انداز مشترک و دوست داشتني براي همه اعضاي تيم، کمک به قادرسازي و توانمندي سايرين، نشان دادن مسير رو به رشد و پيشرفت به ساير اعضاي گروه، جلب توجه گروه به محيط به سرعت در حال تغيير بيروني، اولويت بندي اهداف مشترک و دادن انگيزه و جسارت به اعضاي تيم است. چنين ترکيبي از نقش ها منجر به زنان و نهايتاً خانواده هاي توانمندي مي شود که صداي آنها به خوبي در اجتماعشان شنيده مي شود و در اين صورت است که مي توانند مانند انسان هاي قدرتمند در تعيين سرنوشت خود در محله هاي خود و در اجتماع خود حضور داشته باشند و در اين صورت شرمفقر جاي خود را به صدايناشي از توانمندي مي دهد. کار کردن در گروهي که چنين ويژگي هايي دارد آرزوي هر فردي خواهد بود.

تاریخ انتشار : kf0d
شنبه 28/3/1390 5:28:42
نظرات کاربران : 2 نظر
منو
  • صفحه اصلي
  • اخبار
  • مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کارگاه های آموزشی
  • کتاب های منتشره
  • نقشه سايت
طراحی و پیاده سازی : پدیده نگاران یاس