صفحه ی جاری Skip Navigation Linksخانه > مقالات > مشاهده مطلب
آمار سايت
kf0d

English Pages
kf0d

About PPFI

مقدمه اي بر برنامه ريزي - بخش اول - به قلم سعيد نوري نشاط
مقدمه اي بر برنامه ريزي - بخش اول - به قلم سعيد نوري نشاط

تعداد بازدید : 2285
مقدمه اي بر برنامه ريزي - بخش اول - به قلم سعيد نوري نشاط
kf0d

اگر بپذيريم که مهم ترين فعاليت هاي تسهيلگران گروه هاي محلي يا روستايي در يک سلسله مراتب عبارتند از برنامه ريزي، اجراء، پايش و  ارزشيابي، در اين صورت جايگاه برنامه ريزي از اهميت دوچنداني برخوردار است زيرا در ابتداي اين چرخه قرار دارد. مقاله حاضر تلاش مي کند که مفهوم برنامه را بازتر کند و يک روش ساده براي برنامه ريزي را در سطح محلي ارائه کند

kf0d

نويسنده مقاله : سعيد نوري نشاط
 (بخش اول)

مقدمه
اگر بپذيريم که مهم ترين فعاليت هاي تسهيلگران گروه هاي محلي يا روستايي در يک سلسله مراتب عبارتند از برنامه ريزي، اجراء، پايش و ارزشيابي، در اين صورت جايگاه برنامه ريزي از اهميت دوچنداني برخوردار است زيرا در ابتداي اين چرخه قرار دارد.

برنامه مانند نقشه اي است که براي آينده روستا يا جامعه محلي مي کشيم. نقشه اي که درآن معين مي کنيم که اعضاي گروه در روستا يا ساير روستائيان علاقه مند يا سازوكارهاي موجود در روستا بايد چه فعاليت هايي را انجام دهد که از نقطه اي خاص در زمان حال به نقطه اي ديگر در زمان آينده برسند. در اين صورت برنامه نقشه اي است براي آينده که در آن نقطه مقصد مشخص شده است.

آنچه مسلم است وضع موجود يعني موقعيتي که در آن هستيم (تحليل دروني و بروني وضعيت موجود روستا) - فقط وضع موجود است و از درون آن مشخص نمي شود که گروه چه وظيفه يا وظايفي دارد. زماني متوجه مي شويم که چه بايد انجام دهيم که نقطه مقصد يعني چشم انداز روستا يا اجتماع محلي را مشخص مي کنيم. با مشخص شدن چشم انداز روستا، مسئله يا مسائل اساسي که بايد اجتماع را از وضع موجود به چشم انداز آينده برساند مشخص خواهد شد.

گروه محلي براي رسيدن به اين چشم انداز روستا، مي تواند براي خود يك بيانيه ماموريت تعريف كند. يعني چارچوب مشخصي را تعريف كند كه كروه از آن زاويه بايد به مسئله يا مسائل بنگرد و به دنبال طراحي فعاليت هاي خود باشد.

گاه گروه محلي يا اهالي يك روستا برنامه اي بزرگ طراحي مي کند که در آن اهداف استراتژيک چند ساله خود را مشخص مي كنند که به آن برنامه جامع مي گوييم و گاه گروه يک برنامه در يك مدت زمان محدود و مشخص را با توجه به منابعي که در اختيار دارد طراحي مي کند كه در آن صورت مي تواند يك برنامه كوتاه مدت يا ميان مدت به حساب آيد.

با اين توصيف، برنامه ريزي براي يک گروه محلي يا يك روستا يا يك اجتماع محلي يعني تعريف يک مجموعه از اهداف راهبردي و فعاليت هاي مربوطه و منابع مورد نياز در يک چارچوب زماني معين براي تغيير وضع موجود و رسيدن به چشم انداز مطلوب همگان در روستا يا گروه مورد نظر در چارچوب بيانيه ماموريت گروه مجري.

از اين تعريف برمي ايد که براي انجام يک برنامه ريزي موفق بايد :

1- چشم انداز روستا را تصوير نماييم.
2- بيانيه ماموريت گروه محلي را تعريف کنيم.
3- وضع موجود را خوب بشناسيم.
4- اهداف استراتژيک را مشخص کنيم.
5- فعاليت ها و منابع مورد لزوم را معين کنيم.

داشتن يک ذهن خلاق و آينده گر – و رويايي که بتواند به اهالي جامعه محلي يا روستا انرژي لازم را براي حرکت بدهد، داشتن ذهن واقع گرا براي يک تصويردرست از وضع موجود و داشتن يک ذهن نقاد براي يافتن نقاط ضعف روند برنامه اي که طراحي مي کنيم از ضروريات يک برنامه ريزي کارآمد است. در اين روستا، خوب است كه براي انجام فرآيند برنامه ريزي روستايي اين سه گروه از افراد حاضر باشند يا تلاش كنيم كه افراد چنين فعاليت هايي را براي طراحي يك برنامه مناسب انجام دهند. گاهي لازم است كه گروه درگير در روستا قبلا به ارزيابي وضع موجود بپردازد و گزارشي را با تكيه بر داده هاي آماري جمع آوري شده از روستا براي جلسه برنامه ريزي آماده سازد.

از آنجا که اين برنامه براي رسيدن به يک چشم آينده در آينده طراحي مي شود، به آن برنامه ريزي استراتژيک گفته مي شود زيرا اين برنامه با توجه به چشم اندازي طراحي شده است که متعلق به آينده روستا است، طبيعي است كه اين چشم انداز با توجه به فرهنگ روستا و ارزش هاي تعريف شده حاکم بر گروه محلي كه در آن باورها و انديشه هاي همه ساكنان روستا در نظر گرفته شده است تبيين مي گردد. اين برنامه به منافع آتي جامعه مي انديشد و در پي ايجاد تغييري است که به نفع مردم است. از اين رو، برنامه وسيع و جامع کمک مي کند که قدم در راهي گذاشته شود که هرگز آن را تجربه نکرده است. طراحي نقشه پيمودن اين راه نرفته برنامه ريزي استراتژيک نام دارد.

باور کنيم که گروه محلي هر چند که انعطاف فوق العاده اي داشته باشد، ولي اگر قرار باشد که بدون آينده نگري و پيش بيني، مطالعه قبلي، و داشتن هدف فعاليت کنند يا تبديل به زائده هاي دولتي يا بخش خصوصي مي شوند يا فرصت طلبي به ويژگي برتر آنها تبديل شده و گاه البته موفق و بيشتر اوقات در نابساماني بسر خواهند برد. چنين گروهي نمي تواند آن طور بايد که به پيش رود.


روش هاي برنامه ريزي
روش هاي مختلفي براي برنامه ريزي وجود دارد هر چند که همه آنها در خدمت طراحي اهداف و فعاليت ها و تعيين منابع مورد نياز هستند. از جمله اين موارد مي توان به برنامه ريزي استراتژيک ماتريس (SWOT) پرداخت که پس از تعيين چشم انداز، با تحليل وضع دروني (نقاط قوت و نقاط ضعف) و وضع بيروني (فرصت ها و تهديدها)، استراتژي هاي حداقلي و حداکثري را معين مي کند. رويکرد اصلي در اين برنامه استفاده از نوعي نگرش گذشته نگر است.
در روش چارچوب منطقي يا logical framework که به log frame مشخص است، با تعيين درخت مشکلات و تغيير آن به جملات مثبت، مهم ترين بازده هايي که بايد برنامه در جهت توليد آنها باشد معين مي گردد و بتدريج درخت اهداف شکل مي گيرد. اين روش در برخي از آژانس هاي سازمان ملل متحد براي برنامه ريزي مورد استفاده قرار مي گيرد.
روش برنامه ريزي OOPP يا برنامه ريزي مشارکتي مبتني بر حس مالکيت روش ديگري است که در اين کارگاه از آن استفاده مي شود. اين روش، روشي آينده نگر است و متکي بر يک برنامه ريزي خطي و منطق علت و معلولي. نوع فرآيند آن به گونه اي است که افراد در يك اجتماع محلي در يک مشارکت گروهي برنامه اي را طراحي مي کنند.

يک الگوي ساده براي برنامه ريزي
الگوي زير طرحي ساده از يک فعاليت برنامه ريزي است. در اين الگو، نقشه اي طراحي شد است که گروه يا اجتماع محلي بايد از وضع موجود حرکت کرده و به چشم انداز برسد. چشم انداز مقصد اصلي روستا است. براي رسيدن به اين چشم انداز، مسائلي تعريف مي شوند که براي حل آنها بايد فعاليت هايي طراحي شود. براي اينکه هر فعاليت انجام شود نياز به دروندادهايي دارد (منابع) و اگر اين فعاليت انجام شود، بروندادهايي حاصل مي شود. شکل زير يک سامانه کوچک برنامه ريزي است.

کيفيت فعاليت ها
براي اينکه در اين سامانه فعاليت ها داراي کيفيت لازم باشد، لازم است که فعاليت هايي که طراحي مي شوند، داراي سه خصوصيت مهم زير باشند:
1. پايداري
2. مرتبط بودن با چشم انداز
3. اثر نهايي

پايداري به اين معناست که اگر مركز دولتي حمايت كننده يك پروژه يا گروه محلي در آينده ديگر چنين فعاليتي را انجام نداد، فعاليت همچنان داراي آثار پايدار بوده يا اگر براي مثال، فعاليتي در جامعه محلي طراحي شد، اين جامعه محلي است که به صورتي پايدار مسئله را حل نموده است. اين پايداري ممکن است در مديريت اجراء خود را نشان دهد، اين پايداري ممکن است که در آثار به وجود آمده خود را نشان دهد يا در منابعي که براي تداوم فعاليت لازم است. زماني فعاليت هاي يک گروه روستايي – يك فعاليت هاي اجرا شده، کيفي طراحي مي شوند که اين اصل در نظر گرفته شده باشد.

اصل دوم مرتبط بودن بروندادها با چشم انداز است. در اين حالت وقتي فعاليت ها طراحي مي شوند بروندادهاي آنها بايد مرتبط با چشم انداز باشند. اين به اين معني است که گاهي فعاليت ها به گونه اي طراحي مي شوند که هيچ گونه ارتباطي با چشم انداز ندارند. به اين صورت، کيفيت فعاليت هاي توسعه اي در روستا کاهش مي يابد.

اصل سوم اثر نهايي فعاليت ها بر مردم است. لازم است که فعاليت ها به صورتي طراحي شوند که اثر نهايي آنها به نفع مردم باشد. مثال بسيار رايج در اين خصوص، فعاليت کاشت درخت اوکاليپتوس است که با چشم انداز و هدف بيابان زدايي ترويج مي شد ولي بتدريج مشخص شد که اين درخت آب سطحي را خشک مي کند و دراين صورت باعث مي شود که جوامع محلي از اطراف آن کوچ کنند. اثر نهايي اين فعاليت به نفع مردم ساکن در روستاهاي اطراف نبوده است. همواره سنجش اثر نهايي از جمله فعاليت هاي پرزحمت ولي مفيدي است که کمک مي کند گروه دريابد که فعاليت ها را تا چه اندازه کيفي طراحي کرده است.

البته دو اصل ديگر نيز در کيفيت يک فعاليت موثرند يکي بازدهي (efficiency) و ديگر اثربخشي (effectiveness) فعاليت هاست. بازدهي رابطه بين دروندادها و بروندادها و اثربخشي رابطه بين دروندادها و اهداف است و اين دو در يک رابطه رياضي بهره وري را مي سازند. در اينجا قصد نداريم که اين دو مفهوم را باز کنيم. گفته مي شود در انجام فعاليت هاي اجتماعي, سه عنصر اوليه کيفيت يعني پايداري، مرتبط بودن با چشم انداز و اثر نهايي بسيار مهم تر هستند.

چشم انداز
چشم انداز روستا ويژگي هاي مقصد برنامه را معين مي کند. براي مثال اگر گروه محلي در روستا ده سال فعاليت نمود، بايد به کجا برسد، روستايي که مد نظرش است چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟ براي اين کار مناسب است که چشم انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك چشم انداز مرور گردد. نحوه تنظيم چشم انداز مي تواند به صورت گروهي و با يک پيشنهاد آغاز شود و به تدريج تکميل گردد يا مي تواند به صورت کارت نويسي فردي باشد. در اين حالت، کارت ها جمع آوري و کنار هم روي وايت برد يا ديوار نصب شده و سپس تکراري ها حذف و يا موارد فراموش شده اضافه مي شود تا جمله بندي چشم انداز شکل گيرد. دقت شود که چشم انداز بايد کوتاه باشد تا براحتي حفظ گردد و اگر قرار است که جملات زيادي براي چشم انداز نوشته شود مي توان آن را يک قسمت کوتاه که چکيده کل چشم انداز است و يک قسمت بلند که توضيح کلمات به کار رفته در چشم انداز است تقسيم نمود. در برخي از روستاها چشم انداز بسيار کوتاه و در برخي از ديگر اجتماعات ديگر چشم انداز بسيار بلند مي باشد. گاه چشم انداز دروني است (مانند چشم اندازي که براي يک گروه محلي براي خود تصوير مي كند) و گاه چشم انداز بيروني است. معمولا چشم انداز به بيرون از گروه مي نگرد و فقط در مواردي خاص که منافع اعضاء در نظر است چشم انداز حالت دروني مي يابد.

گاه ممكن است كه گروه هاي مختلف يا روستاهاي متفاوت چشم انداز واحدي داشته باشند. اين نشان از اين واقعيت دارد که گروه هاي مختلف با فعاليت هاي متنوع در جهت تحقق يک جامعه آرماني واحد فعاليت مي کنند.

بيانيه ماموريت
بيانيه ماموريت يعني تعريف گروه محلي به گونه اي که مشخص مي کند که از چه طريقي در پي تحقق کدام اهداف براي کدام گروه هدف و با تکيه بر کدام ارزش ها است.

در يک بيانيه ماموريت بخش هاي زير مي تواند گنجانده شود:
• ما چه کساني هستيم؟
• از چه زماني شروع به کار کرديم؟
• مي خواهيم چه کار کنيم؟
• از چه طريق مي خواهيم اين فعاليت ها را انجام دهيم؟
• چه رويکرد يا رويکردهايي داريم؟
• گروه هدف ما چه کساني هستند؟
• ارزش هاي ما چه هستند؟
• تفاوت ما با ديگران چيست؟

بيانيه ماموريت بايد مسير رسيدن به مقصد را به طور کلي روشن کند. بيانيه ماموريت بسيار مهم است زيرا چارچوبي را مشخص مي کند که گروه نمي تواند از آن عدول کند. گاه بيانيه ماموريت به گونه اي نوشته مي شود که افراد براحتي بتوانند متن آن را يا خلاصه اي از آن را براحتي به خاطر بسپارند. بيانيه ماموريت را مي توان در محلي در دفتر گروه نصب نمود و لازم است که پيوسته در تمام طرح پروژه ها، نشريه، وب سايت و ساير مکتوبات گروه ذکر شود.

وضع موجود
چه چيزي روستائيان يا ساكنان جامعه محلي را رنج مي دهد و گروه ماموريت دارد که در آن تغيير ايجاد کند. براي اين کار گروه چه نقاط قوت و ضعفي دارد، چه فرصت ها و تهديداتي دارد. اگر اين کاري است که گروه شما به تنهايي نمي تواند انجام دهد بايد بتوانيد همه افراد مهم روستا يا اجتماع محلي را گرد هم آوريد يک تا برنامه ريزي به صورت جمعي صورت گيرد. تبيين وضع موجود مي تواند پيش از جلسه برنامه ريزي صورت گيرد و متکي بر داده هاي آماري باشد.

درخت اهداف
براي تنظيم درخت اهداف بايد از شرکت کنندگان در کارگاه برنامه ريزي (نمايندگان همه گروه هاي روستايي) خواست که سفري به آينده داشته باشند. از آنها مي خواهيم که خوب به چشم انداز و بيانيه ماموريت گروه بنگرند و سپس با در نظر گرفتن معيارهاي کيفيت فعاليت هاي اجتماعي (پايداري، مرتبط بودن با چشم انداز و اثر نهايي فعاليت ها بر مردم)، تصور کنند که دو سال گذشته است (اگر برنامه دو ساله نوشته مي شود) و قصد دارند که گزارشي را براي ارائه آماده سازند. لذا بايد به فعاليت هاي انجام شده بيانديشند. هر يک ابتداء به صورت انفرادي فعاليت هايي را روي کارت ها مي نويسند. روي هر کارت يک جمله، به زمان گذشته يا حال، و فقط يک ايده نوشته شود که در هر حال ممکن است به فعاليت صورت گرفته اشاره کند يا به يک دستآورد به وجود آمده. ممکن است اين فعاليت در روستا صورت گيرد يا در خارج از روستا،‌ يا در درون گروه صورت گيرد. هر کس با ماژيک و به صورت افقي مي نويسد به صورتي که همه بتوانند کارت او را بخوانند. شركت كنندگان طوري بايد روي کارت ها را بنويسند که همه بتوانند ببينند. کارت ها بتدريج روي ديوار نصب مي شود. تکراري ها حذف شوند و در عين حال اگر موردي لحاظ نشده است اضافه گردد. اگر تعداد کارت ها زياد شود آنگاه در ايجاد درخت اهداف دچار مشکل خواهيد شد. بايد از افراد بخواهيد که با در نظر گرفتن چشم انداز و دو سال زماني که گذشته است کارت ها يادداشت کنند.

در برخي از کارگاه هاي برنامه ريزي، ممکن است فرآيند کارت نويسي فرآيندي گروهي باشد. به اين صورت که افراد در گروه هاي ذي نفع خود (براي مثال كشاورزان با هم ديگر، دامداران با هم ديگر و دامداران هم در كنار هم)‌ کارت ها را يادداشت کنند.

اينک تسهيلگر بتدريج رابطه منطقي (علت و معلولي) کارت ها را به دست مي آورد. بتدريج کارت هاي هم موضوع را انتخاب کرده و از شرکت کنندگان بخواهيد که معين کنند چه ارتباطي بين هر دو کارت وجود دارد. دقت کنيد که اين کار بايد با حوصله انجام شود. کارت ها پايين تر به حال نزديکترند و کارت هاي بالاتر به آينده. وقتي درخت شما شکل گرفت، چندين بار از حال به آينده برويد و از آينده به حال. کارت هاي بالاتر از جنس اهداف و کارت هاي پايين تر از جنس فعاليت هستند. اينک بتدريج با خطوط رابطه بين کارت ها را مشخص کنيد. با مشخص شدن رابطه بين کارتها، اينک بايد خط مسئوليت را بکشيد. خط مسئوليت همان خطي است که مشخص مي کند گروه يا مجريان فعاليت ها تا کجا مسئول انجام هستند. معمولا آخرين کارت زير خط مسئوليت از جنس خروجي يا برونداد است و کارت بالاي خط مسئوليت از جنس اهداف معين است. خط مسئوليت بايد با دقت کشيده شود.

گاه در يک فرآيند برنامه ريزي که با حضور ذي نفعان مختلف صورت مي گيرد، خط مسئوليت به معناي اين است که مسئوليت هر يک از ذي نفعان در انجام قسمت مربوطه روشن شود. در اين حالت ساختار مسئوليتي اجراي برنامه شكل مي گيرد.

گاه نيز در يک گروه محلي – وقتي خط مسئوليت کشيده مي شود مي توان بخش هاي اجرايي گروه را معين کرد. به اين ترتيب مشخص مي شود که هر يک از افراد گروه در چه بخش هايي مشغول به کار مي شوند.

در هر يک از اين حالت، آنچه مهم است اين است که افراد تا سطح خط مسئوليت، لازم است که پاسخگو باشند.

تاریخ انتشار : kf0d
سه شنبه 12/5/1389 3:48:6
نظرات کاربران : 0 نظر
منو
  • صفحه اصلي
  • اخبار
  • مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کارگاه های آموزشی
  • کتاب های منتشره
  • نقشه سايت
طراحی و پیاده سازی : پدیده نگاران یاس